-
راهی به سویِ کودکی
سهشنبه 18 فروردینماه سال 1388 17:21
بچه که بودم هر پنجشنبه جمعه این راهُ می رفتیم ، همۀ خونوادۀ پدریم اونجا بودن و ارتباطها خیلی صمیمی تر بود . سیزده بدری هم نبود که زیر یکی از درختهای همین جاده سپری نشه . .. حتی یه دوره که عراق مستقیماً همین مسجد سلیمان ( ساکنین خود اونجا و در زبان عامیانه بهش مَیسِلِمان میگن ) رو بمباران می کرد ، همۀ فامیل به غیر از...
-
داستانِ نـــــفـــــت . . .
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1388 21:08
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA حفاری این چاه در 23 ژانویه 1908 میلادی برابر با سوم بهمن ماه 1286 خورشیدی شروع شد . سر مهندس عملیات حفاری آن مهندس ژرژبرنارد رینولدز انگلیسی بود که در سال 1901 میلادی به استخدام ویلیام ناکس دارسی و شرکت او در آمد و به ایران اعزام شد . روز چهارشنبه 16 ماه مه 1908 میلادی بوی...
-
بعضیا چه چیزایی دارن ...
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1388 04:19
این دخترا به من که میرسن ، انگار همیشه یه چیزی دارن که رو کنن و من کم بیارم . .. بعد از کلی حرف زدن ، دمِ خداحافظی برگشته میگه : من MS دارم . . . منم دیدم داره پُزِ میده ، برگشتم گفتم رفاقت سرت میشه ؟ گفت آره ، گفتم پس همینو بذار وسط و MS رو واسه خودت نگهدار .. . ( اولش روم نشد بگم من چون خطم ایراد داره SMS هم ندارم ،...
-
شعری بنامِ کودکی ...
یکشنبه 16 فروردینماه سال 1388 15:58
این شیطونِ وروجک بچه برادر سوممه ، از طرفِ دیگه هم ، چهارمین و کوچکترین نوۀ مامان و باباس ، تنها بچۀ این سنیِ فامیلِ که از سر و کله زدن باهاش خسته نمیشم . .. بر خلاف بچه هایِ برادرهایِ دیگه ام ، خوب بار اومده و گنجینۀ لغاتش از همسن و سالهاش یه مقدار بیشتره و همین توی شیرین زبونی کردن خیلی کمکش میکنه . .. چندتایی فیلم...
-
باران ؛ دو سویِ پنجره
یکشنبه 16 فروردینماه سال 1388 05:43
دیدین آهنگِ Mon Amor چطوری زیرکانه و بی خبر دلِ آدمُ ریش میکنه ؟ الان همونطوری شدم . .. یهویی بارون گرفت ، هم بیرون از اتاق ، هم توی اتاق . .. هر چی میکشم از دستِ پسر توی پنجره است * ... * بگم این پست لینک داره ؟
-
اینجا تهران ، من اشکان
شنبه 15 فروردینماه سال 1388 22:38
سلام ... نمی دونم گفتن رو از کجا شروع کنم ، سفر خوب و یه کم عجیبی بود ، اگه یکی دو روز رو فاکتور بگیرم ، با اطمینان می تونم بگم یه روز در میون بهم خوش گذشت !!! اما در کل سفر خیلی خوب و خاصی بود ، بخصوص که از شهر محبوبم یه مقدار از خاکش روآوردم . .. تصمیم دارم توی زیرمجموعۀ شهری از عاشقانه ها هم از سفرم بگم ، هم از...
-
همچنان در سفرم
یکشنبه 9 فروردینماه سال 1388 23:05
دیدین این روزا بهار چطوری هر چی داره رو ، داره رو میکنه ؟ چرا ما با دنیا اینطوری نکنیم ؟ چرا ما با شگفتیهامون همه رو شگفت زده نکنیم ؟ سلام ، ببخشید که این روزها زیاد نیستم ، از پس فردا شب باز می بینینم ... همچنان در سفرم ، نه خیلی خوش میگذره ، نه خیلی بد ، همه دنبال بلیط هستن که بیشتر بمونم ، اما خودم دوست دارم که...
-
تنها با ابرها
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 21:03
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA یه جور بدی دلم گرفته ، حدود 15 دقیقه اس هواپیما بلند شده اما حالم گرفته اس ، احساس می کنم از همۀ دنیا جدا افتادم یهو ، یه بغضی داره می خورتم ، دلم گریه می خواد ، زیاد ، زیاد ، زیاد ... کاش اصلا راه نیفتاده بودم ، دلم وبلاگمو میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد...
-
شکوفه ای بنامِ تو ، بنامِ گیلاس
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 09:47
در بهاری که با تو می رسد ، تو چون شکوفۀ گیلاسی ، بر کهنه درختِ عمرم به بار می نشینی ... و من ، عاشق تر از پاییز ، عاشق تر از زمستان ، خمیده میشوم ، در زیرِ ، شکوهِ ، زیبایِ تو ...
-
نوروز ، در خون هر ایرانی
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 08:33
چی توی نوروز هست ؟ چی توشه که وقتی میرسه ،هر کسی بدون اینکه بخواد یه جوری از درون شادِ ؟ مهم نیست که آدم اهل سفره هفت سین پهن کردن باشه ، یا اهل دید و بازدید رفتن ، اما شادِ ، شعف داره ، یه جور متفاوتی احساس خوشحالی توش جریان داره ، و این شادی رو میشه توی صورت همه دید ، میشه انرژیش رو وقتی از کنار هر کسی رد میشی حس...
-
اومدم ، اما دارم میرم ، ولی باز هستم
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 08:11
امروز ساعت ۴/۵ بعد از ظهر دارم میرم اهواز . .. اما قبل از اون بابت این ۲ روز نبودنم معذرت ، اختیار آدم دست همه هست غیر از خودش .. .
-
منطق ، آری یا نه !!!
شنبه 1 فروردینماه سال 1388 21:49
چند شب پیش با یکی از دوستهای تو نت صحبت می کردیم که الکی الکی به جاهای باریک کشید ، البته این آدم خیلی خیلی برام محترمه و از مطرح کردن این موضوع اینجا اصلاً منظورم این نیست که بینمون قضاوت بشه و گفته بشه که کی درست میگه یا حق با کی بوده . .. فقط دوست دارم اینو بخونین و بگین که من واقعاً حرفو بد زده بودم و توی رسوندنِ...
-
انتظار
شنبه 1 فروردینماه سال 1388 02:32
هر جا هستی ، امسال خودتو نشون بده ، باشه ؟ دقیقاً ۳۶۵ روز هم وقت داری . .. خودت هر وقتی رو صلاح دیدی بیا ، اما بیا ...
-
۱۳۸۸
جمعه 30 اسفندماه سال 1387 14:22
هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز
-
کشفِ نو یا عیدی
جمعه 30 اسفندماه سال 1387 03:13
یه سرویس وبلاگ جدید پیدا کردم که قسمت مدیریت وبلاگش به شدت و به مراتب از مدیریت وبلاگ اینجا کاملتره . .. یعنی تا نبینین باورتون نمیشه چی دیدم ، حسرت زدم کرد که چرا قبل از اینجا با اون آشنا نشدم ، البته یهو این فکر اومد تو سرم که شاید خدا شب عیدی بهم هدیه داده ، این فکر از یه طرف و فکر اینکه با رفتن به اونجا از دست یه...
-
۳۶۵ روزِ سخت
جمعه 30 اسفندماه سال 1387 00:39
خیلی سخته که آدم اندوهِ ۳۶۵ روز گذشته رو برای ۳۶۵ روزِ بعد بخواد از سینه اش بیرون بریزه . .. بخواد همه چیزُ فراموش کنه و به خودش بگه اتفاقی نیفتاده . .. من که نمیتونم اینطوری به روحِ خودم خیانت کنم ...
-
ترس عبث
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1387 03:39
دوره ای توی نوجوونی هست ، که آدم دچار ترس از دست دادن والدینش میشه ، و تقریباً همه به نوعی تجربش میکنن ، اگه طبیعی باهاش برخورد بشه ، خودش بعد از مدتی برطرف میشه و اگه نه ، تقریباً همیشه با یه شدت و ضعف همراه شخص میمونه . .. من خودم تا سالها باهاش در گیر بودم و بالاخره چند سال پیش موفق شدم تا حدی برطرفش کنم . .. از...
-
ما ، تنها ...
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1387 02:07
زندگی می گریزد ، و انسانِ متمدن ، انسانِ عصرِ ارتباطات ، برای دریدنِ تنهایی برای چنگ اندازی به ، دامانِ یاری به هر دری هجوم می برد . .. و ما ، تنها بازیگزانِ تنهایِ این میدانیم .. .
-
۴۰ ساعت
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 23:13
۴۰ ساعت دیگه مونده ... ( جَو گرفتتم )
-
حسی بنامِ تــنــهــایــی
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 20:14
مهم نیست آدم تنها باشه یا نه ، مهم اینه که احساسِ تنهایی نداشته باشه . .. به امیدِ اینکه تو سالِ آینده هیچ کس همچین حسی نداشته باشه .. .
-
عاشقانه بدون عشق
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 02:23
برای یه نفر این شبهه پیش اومده بود که من با دست پس میزنم و با پا پیش میکشم ! منظورش برخوردم با دهه شصتیها بود و میگفت از طرفی میگی ازشون خوشم نمیاد و از طرف دیگه وبلاگت پر از پستهای عاشقانه است . .. همون جوابی که بهش دادم رو اینجا مینویسم : اگه قرار باشه آدم یا تیپِ خاصی پشتِ عاشقانه هام باشه ، به هیچ عنوان یه دهه...
-
هـــیـــچـــکـــس . ..
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 00:36
خیلی بدِ دقیقاً همون شبی که انتظار داری یه نفر باشه که حرفاتو بشنوه ، هیچکس نباشه که اینکارو برات بکنه . .. هـــیـــچـــکـــس . .. بدتر از اون اینه که تنها کسی هم که هست و فکر میکنی و انتظار داری بفهمتت ، دقیقاً خلاف و برعکس نشون میده .. .
-
آتشی بنامِ تـــــو
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 21:01
شعله ای در برابرم ، شعله ای در ورایم ، می پرم ، و اندوهم ، دلتنگیم ، و هر آنجه از بدی را ، به عطشِ آتش میسپارم . .. و تـــــو چون آتشی سراپا در برم میگیری .. .
-
سورِ چهارشنبه بر شما شاد باد
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 18:40
قبل از هر چیزی چهارشنبه سوری رو به همه هموطنهای عزیزم ، از دم شاد باش میگم . .. توی سرزمینهای دور ( یکی از Boxهای سمت راست ) هم دو تا لینک گذاشتم که یه تاریخچۀ مختصر دربارۀ این سورِ باستانی گفتن . .. از طرفِ دیگه از اونجا که این روزها همه جا حرف از ایامِ هفته است ، یاد این پستم افتادم ، گفتم یه بارِ دیگه مطرحش کنم ....
-
یه پست آزمایشی
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 05:08
احتمال حذف شدن دارد لطفا نظر نگذارید ، من شرمنده می شوم .
-
تو ، دلم و روشنایی
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 02:12
تو روشناییِ دلم بودی ، و دلم ، کورکورانه تو را میخواست ...
-
کاش میشد اما نمیشه ...
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 01:52
میگم هیچ راهی نیست خـــســـرو شـــکـــیـــبـــایـــی هم با ما به سالِ آینده بیاد ؟ احـــمـــد آقـــالـــو رو چطور ؟
-
شاید فردا
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 01:21
در دلم خانه تکانی برپاست ، شاید فردا نوروز باشد ، و تـــو بیایی . .. دیشب هم یلدا بود .. .
-
رفتنی شدم
دوشنبه 26 اسفندماه سال 1387 17:34
برای چهارم تا یازدهم بلیط گرفتم که برم اهواز . .. از همیت الان بی قرارم ، هیجان دارم . .. با اینکه میدونم اونجا هیچ خبری نیست ، یا کسی منتظرم نیست ، اما نمیدونم اونجا چی داره که دلم اینطوری براش پرپر میزنه .. .
-
بازیکنهایِ متجاوز
دوشنبه 26 اسفندماه سال 1387 01:50
از حدودایِ دهه شصت میلادی ، توسط دکتر اریک برن شاخه ای به روانشناسی اضافه شد به نام روانشناسی تحیلیل رفتار متقابل . .. این رشته خیلی خلاصه حرفش اینه که آدمها رفتار و عکس العملشون رو بر پایۀ رفتار همدیگه طرح ریزی میکنن . .. ( توی پرانتز اینو بگم که اصطلاحِ غلطِ کودکِ درون هم از این رشته درز کرده به بیرون ، چون تو این...