-
دارم نوار ...
شنبه 26 بهمنماه سال 1387 19:30
دارم نوار یه جلسه ادبی رو پیاده می کنم رو کاغذ ، حساب کردم هر ۵ ذقیقه اش نیم ساعت طول میکشه ، آخه گوینده اصلیش خیلی این شاخه اون شاخه می کنه و وسط جمله میپره یه جای دیگه . .. خسته ام کرده . ۱۰۰ دقیقه اس و ۶۰ دقیقه دیگه اش مونده ...
-
صدای سکوت
شنبه 26 بهمنماه سال 1387 01:46
از سر شب از شدت سکوت ، توی گوشم صدای سوت میاد ، ( شنیدینش که ؟! ) صدای رادیو هم قطعش نمی کنه ، دیگه داره کلافم میکنه ...
-
این همون داستانیه که می گفتم :
جمعه 25 بهمنماه سال 1387 16:11
لطفا منو بی نسیب از نظراتتون نذارین ، واقعا بهشون احتیاج دارم ... پشت بام داداشم دو تا دستش را گذاشت روی شانه هام و فشارم داد به سمت پایین منم بدون مقاومت نشستم . همونطور که بالارو نگاه میکرد گفت دراز بکش و خودش هم آهسته نشست . وقتی دراز کشیدم خودش روی من دراز کشید و گفت نترس چیزی نمیشه . هم صداش میلرزید هم بدنش . من...
-
خدا حافظ خیال خوب
جمعه 25 بهمنماه سال 1387 01:57
-- یه چیزی رو میخواستم بهت بگم . - بگو همه کسم . -- دیگه منتظرم نباش ، باشه ؟ - چرا آخه ؟ مگه نمیخوای بیای دیگه ؟ پای کسی در میو... -- نه ، اصلا از این فکرا نکن . - پس قضیه چیه ؟ به خدا دارم از استرس می میرم . -- راستش ، راستش من دروغم . - یعنی چی ؟ درست حرف بزن . -- یعنی من واقعیت ندارم ، تو منو خیال می کنی ، من تو...
-
۱۷ ساله بودم ...
جمعه 25 بهمنماه سال 1387 00:24
۱۷ ساله بودم و تازه از یه دختری تو راه مدرسه خوشم اومده بود ، همون روزها خوردم به پست یه جمله شریعتی که میگفت : مهم گشتنه و اینکه از گشتن خسته نشی وگرنه یافتن هنری نیست . ( تو همین مایه ها ) همین جمله بد بختم کرد ... از اون موقع هی روزگار گشت و منم پشت سرش به گشتن . .. همه ایرانو گشتم ، با هر کی چار کلام حرف میزدم و...
-
تنهاییم شدید نیست
جمعه 25 بهمنماه سال 1387 00:12
تا میام فکر کنم اونقدرها هم تنهاییم شدید نیست ، یکی میاد میگه فکرای الکی نکن ، میگه خره خیلی تنها تر از چیزی هستی که به نظرت میاد ، میگم خوب ، پس چی ؟ میگه اما حالیت نیست ...
-
دلم بچّه میخواد
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1387 20:51
دلم میخواد بچّه داشته باشم ، دختر یا پسرش فرق نمیکنه ، یکی که بزرگ شدنشو ببینم ، نصفه شب انقدر وق بزنه تا آدمو بی خواب کنه ، غذا نخوره و با قربون صدقه غذا بهش بدم ، با لالایی بخوابونمش ، خلاصه یکی که از پوست و خون خودم باشه . .. خـــیـــلـــی دلـــم مـــیـــخواد ...
-
عَشَقه
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1387 02:27
میگن عشق از عَشَقه میاد ، و عشقه گیاهیه که در باغ سبز میشه و دور گیاه دیگری می پیچه و چنان از اون تغذیه می کنه که ظرف چند روز ، گیاه هدف خشک میشه و می میره . .. احتیاج دارم که دستاتو دور تنم حلقه کنی ...
-
گرفته !!!
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1387 00:27
یه جورِ خوبی دلم گرفته !!!
-
نظر میدی ؟
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1387 00:02
میخوام یه داستان بذارم اینجا ، دلم میخواد هر کی خوند نظر بده دربارش ، هر نظری درباره هر چیزیش که خواست . .. قرار شده تو یه مجله ادبی چاپ بشه ، دوست دارم اول بچه های اینجا بخوننش . .. نظر میذاری ؟
-
امروز
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 23:46
امروز عکس یه نفرو اتفاقی تو نت دیدم ، ( نپرس کی ، نمیگم ) هم چهره اش آشنا بود ، هم غریبه ، ناز و با وقار و خانم و محجوب هم نشون می داد . .. پر از غمم بود ، ( پر بودا ، در حد یه چیز میگم یه چیز میشنوی ) دلمم خواستش ، اما به دلم گفتم باز یه چیز غمگین دیدی خواستی ؟ دلم گفت معذرت ... منم قبول کردم . اما همش جلو چشممِ...
-
از خدا به دور
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 23:03
می ترسم آخر انقدر تنهایی اذیتم کنه ، تا تن بدم به ارتباط با یه دهه شصتی . .. روم به دیوار ، از خدا به دور ، بمیرم نبینم اون روزُ ...
-
صـدا کـن مـرا ...
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 18:05
منو به اسم که صدا میزنی ، چیزی درونم شکوفا میشه ، چیزی که منو مقدس میکنه ... صـــدا کـــن مـــرا . . .
-
آیینه
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 05:19
آیینه در تو پیدا و من در آیینه گم . .. و پیوند ما ، همان تناقض همیشگیِ سپیدی و سیاهیست ، تکرار حادثه ایست که در تلاقی نگاهمان به وقوع می رسد ...
-
تا آن را ...
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 04:19
چهره روحم را قبل از خواب ، در خیال تو می شویم ، تا آن را تطهیر شده ، به رویای تو ببرم ...
-
باورت نمیشه
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 02:17
من انقدر خرم که نگو ، اگه بفهمی چقدر ، باورت نمیشه ...
-
یه لحظه
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 01:33
یه لحظه ای هست که ، عقل میگه تو تنها آدم زندگیش نیستی ، میگه خودتو درگیر نکن ، میگه اون فقط کنجکاوه و این حسش که رفع شد میره ها !!! میگه اون واسه تو تکه ، نه تو واسه اون ... اما دل میگه میدونم ، اما برو جلو ... الان تو همون لحظه ام . اما جلو نمیرم که . . .
-
بشه پس زمینه زندگی
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 01:24
چقدر بده انقدر تنهایی پر رنگ بشه که بشه پس زمینه زندگی ، تا جایی که اگه یکی خالصانه خواست ازت بگیردش ، بترسی و و فرار کنی ...
-
از س درد تا درد سر
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 23:06
وقتی میخوای دنبال درد سر نری ، نتیجه این میشه که سر درد بگیری ...
-
تصور کن
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 23:00
فکر کن بهت زور بگن ، بعد که صدات در اومد ، برگردن بهت بگن : مشکل تو چیه ؟ چرا عصبانی هستی ؟
-
انقلاب
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 16:30
این روزها همه از انقلاب میگن . .. ندیدن تو وقتی مژه به هم میزنی ، جه انقلابی به پا می کنی ...
-
دلم میخواد
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 04:47
خیلی وقته بر قرارم ، دلم میخواد باهاش قرار بذارم ، یه قرار طولانی ، از اونا که آدمو بی قرار میکنه ... اما نیست که . . .
-
اون روز ...
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 04:09
اون روز که خدا داشت برای هر کسی یه دیوار میساخت ، به من که رسید مصالحش تمام شد . .. برای همینه که دیوار من از همه کوتاه تره ، یه ردیف آجر بیشتر نیست .. .
-
اونا
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1387 02:38
وقتی رفتی ۲۶ سالم بود ، الان ۴۶ سالمه ، اما همه میگن فقط ۲ سال گذشته ... اونا که تو لحظه لحظه اش نشکستن . .. اونا که هر روزش خرد نشدن . .. اصلاْ اونا دروغ میگن ، مگه نه ؟
-
وقتی
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1387 21:57
گاهی پر از تنفرم ، گاهی پر از عشق . .. وقتی لبریز تنفرم می دونم از چی یا کی و چرا متنفرم . .. اما وقتهایی که لبالب عشقم نمی دونم هدفش کیه یا چیه ، حتی نمی دونم علتش چیه . .. خیلی حس اندوه بار و بدیه به خدا ...
-
پدر و مادرم
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1387 18:29
پدرم جزو اعتصابیهای شرکت نفت بوده ، و مادرم از پرستارهایی که توی بیمارستانشون اعلامیه پخش می کرده . .. ازشون می پرسم این ایرانی که الان داریم ، ارزششو داشت ؟ همینو می خواستین ؟ بعد از یه سکوت طولانی ، میگن این چیزی نیست که می خواستیم . .. به همین راحتی اینو میگن و از موضوع رد میشن . .. دلم می خواد ، واقعاً از صمیم...
-
چه در ...
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1387 01:40
ساده باشیم ، چه در پیش پدر ، چه در میدان مادر ...
-
برای شنیدن صدات
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1387 00:07
گوشیتو که خاموش می کنی ، برای شنیدن صدات ، به ماهواره امید هم ، امیدی نیست ...
-
سکوت
یکشنبه 20 بهمنماه سال 1387 23:32
سکوت اونقدرها هم ساکت نیست ، توش یه چیزی هست که آدم دوست داره بهش گوش بده ، و همون چیزس که از هر صدایی متمایزش می کنه .. .
-
البته هر کدوم
یکشنبه 20 بهمنماه سال 1387 12:40
عاشق اینم که خودش ، بدون اینکه من پیشنهاد داده باشم ، وسط هفته زنگ بزنه و بخواد بریم بیرون . .. ( البته هر کدوم از دوستهام اینکارو بکنن ، سر ذوق میاردم ) اما گشتنهای غروب پنجشنبه یه چیز دیگست .. .