-
دلم ...
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 23:40
دلم یه آغوش گرم میخواد ، که سفت و تنگ بغلم کنه ، و اجازه بده تا یه دل سیر توش هــق هــق کنم ...
-
فاصلۀ بین دو بدبختی
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 21:50
چارلی چاپلین راست میگه ؛ خوشبختی فاصلۀ بین دو تا بدبختیه ... ( فکر کنم لازم به تذکرِ که بگم ؛ متنهایی رو که با فونت بالا می نویسم ، حتماً زیر یکی از کلماتش یه لینک فایل صوتی هست )
-
بمب روی فرش
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 19:58
بزرگترین بمب طول ازدواج چهل و پنج ساله پدر و مادرم و تاریخ خونواده افتاده وسط خونه ، هنوز منفجر نشده* اما وقتی منفجر بشه ، ترکشهاش بدون استثنا به همه می خوره ، و به هر کی هم بخوره زخمی نمیشه ، چون لت و پارش میکنه ... * شایدم منفجر شده ، اما هنوز ترکشهاش در حال پرواز کردنن و به کسی نرسیدن .
-
بازم بهار ، اما نه ، پــایــیــز ...
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 18:28
( امیدوارم این پست رو نذارین به حساب پر رویی یا خودخواهی ... ) اتفاقاً اسم اینم بهار بود ، اما چه بهاری ؟! می دونست فقط یه گوشه میز تحریرش از کل اتاقش گوشیش آنتن داره . .. از هفته دوم آشناییمون هر روز عصر سر یه ساعت به خصوص گوشی از دسترس خارج میشد ، حط خونه هم مشغول میزد . .. بعد هم همزمان خط خونه آزاد میشد و گوشی...
-
سینما
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 17:32
با دوستی که بیشتر از ۴ ساله ندیدمش ، قرار گذاشته بودم ، که بعد از ۲ سال برم سینما ، اما نرفتم . .. خودمم نمی دونم چرا ...
-
خوشا ای دل ...
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 04:53
خـوشا ای دل بـــال و پـر زدنـت ...
-
بهار
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 03:11
اون روز دکتر برای یه حساسیت ساده بهش گفته بود : باید از مغز استخونت نمونه برداری کنیم . .. از اون روزها بود که داغون بودیم ، از اون روزها که دلت از زمین و زمان پره . .. شعرش مالِ اون روزِ ... بعده ها یه بار گفت تو خیلی از شعرهاتو دکلمه کردی ، چرا اینو برام رو یه آهنگ نمی خونی این شد نتیجه اش ... البته الان دیگه بعید...
-
یه جوریم ...
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 02:50
یه جوریم ، عصبیم ، کلافم ، بی قرارم ، بی حوصله ام ، هر کاری هم می کنم ، آرامشم بر نمی گرده ، هر چقدرم خودمو می گردم ، علتی براش پیدا نمی کنم . .. کسی نمی دونه چه مرگم شده ؟
-
ما ملت افراط و تفریط ( بخش دوم )
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 01:42
حالا بعد هزار و چند صد سال ما تو ایران ، سر اسلام شدیم کاسه داغ تر از آش نسبت به عربها ، اما من یکی که حداقل توی تاریخ صد سال گذشته که خوندم برای نمونه یکبار هم یه رفتار از سر تعادل ندیدم ، همیشه باید یا اون سر افراط باشیم ، یا این سر تفریط . .. بازم سیاستمدارهامون به جهنم ، خودِ ما مردم کوچه بازار هم نمی تونیم توی...
-
پیچ کوچه
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 01:24
یادته سرِ پیچِ کوچه منتظر شدی و وقتی رسیدم اومدی جلوم و گفتی : آقا شما با من کاری دارین که چند وقته پشت سرم میاین ؟ یادته هول شدم و هیچی نگفتم ؟ هنوزم وقتی به پیچ کوچه ایی نزدیک میشم ، نفسم تند میشه ، قلبم تند میزنه ، زبونم بند میاد . . .
-
با یه نگاه
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1387 01:00
دلم که سکوت میکنه ، دهنم پر از حرف نگفتنی میشه ، تو هم نیستی که با یه نگاه صفحه صفحۀ دلموُ دوره کنی ...
-
نظر خواهی ؟
چهارشنبه 30 بهمنماه سال 1387 02:13
میشه نظرتونو در مورد این قالبها بگین ؟ میخواستم اگه خدا بخواد رنگ و لعاب اینجا رو عوض کنم ، درضمن اگه قالب بهتری سراغ داشتین خبر بدین ... ( البته از رنگ سیاه متنفرم اما تو این قالبها چند تا سیاه هست ، علتشم اینه که قالب قشنگ تری پیدا نکردم ) ( راستی از قالبهایی هم که تصویر پس زمینه سر جاش می مونه و نوشته ها بالا و...
-
یاور همیشه مومن
چهارشنبه 30 بهمنماه سال 1387 00:37
یاور همیشه مومن ُ کسی ندیده ؟ دلم براش بی قراری می کنه ...
-
دیروز
سهشنبه 29 بهمنماه سال 1387 23:14
دیروز با دختر توی عکس صحبت کردم ، و چیزی که برام جالبه اینه که ؛ بزرگترین تجربه زندگیم رو بهش گفتم ، و در حین گفتن متوجه شدم چیزی رو که دارم میگم بزرگترین رازِ زندگیم هم هست . .. بزرگترین تجربه چون کمِ کم 7-8 سالِ آزگار ( آزگار رو درست نوشتم ؟ ) پدرم در اومد تا کسبش کردم ، و بعد از کسبش الان 3-4 ساله که این مشکل که...
-
س.ک.س ، آری یا نه ...
سهشنبه 29 بهمنماه سال 1387 21:09
من توی رابطه س.ک.س رو میخوام ، اما رابطه رو برای س.ک.س نمیخوام . منظورم از این جمله اینه که من دوست ندارم تنها اتفاق یه رابطه س.ک.س باشه ، منظورم اینه که توی ارتباطم دلم میخواد با طرفم گردش برم ، سینما برم ، پارک برم ، با هم تلفن حرف بزنیم و خیلی چیزهای دیگه و اگه ده تا چیز از طرفم بخوام ، س.ک.س دهمیه ، اما میخوامش و...
-
تو به من بیاموز
سهشنبه 29 بهمنماه سال 1387 01:56
درسهای زندگی را تو به من بیاموز ، امتحانها را خودم می دهم ...
-
نسل ما ...
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 19:13
میگما ؛ چه نسل تنهایی هستیم ... هر کی رسید و میرسه ، زده و میزنه تو سرمون . .. قربانی زیاده خواهی و ایده آل گراییِ بی مورد نسل و نسلهای قبل از خودمون شدیم . .. صدامونم در نمیاد اما باز به همینمونم راضی نیستن و از هر فرصتی استفاده میکنن تا بزنن تو سرمون و بیشتر خفمون کنن ...
-
بیشه شیرانِ آزاده
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 16:29
ضحاک هم پنجاه سال به ایران حکومت کرد ، از انقلاب که فقط سی سال گذشته ...
-
ما ملت افراط و تفریط ( بخش اول )
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 03:29
این دری وری شامل دو قسمته !!! می خواستم یه جا بذارمش دیدم خودم حوصله ام نمیاد بخونمش چه برسه به بقیه . .. فعلاً زحمت بکشین این خلاصه تاریخ ادیان رو به عنوان مقدمه بحث اصلی مطالعه بفرمایید تا ۲-۳ روز دیگه ، هم ادامه اش رو بذارم که هم منظور این پست روشن بشه ، هم رابطه اش با تیتر این پست .. . موسی خان که قاطی پیامبرها شد...
-
روح ، عشق و تنهایی
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 01:53
دیدی توی عشق ، یه لحظاتی هست که به درون خودت که نگاه میکنی میبینی زیبا شده ؟ میبینی قشنگ شده ؟ به روحت که نگاه میکنی ، احساس میکنی انقدر اوج گرفته که انگار غیر از مردم دنیایی ؟ از طرف دیگه ، توی تنهایی هم لحظاتی هست که احساس میکنی روحت انقدر شفاف و مقدس شده که دوست نداری کسی واردش بشه ، نکنه یه وقت بهش خدشه ای وارد...
-
چهل نفر
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 00:39
امروز چهلمِ کسیه که چهل نفر هم پیدا نمیشن که پا ، جای پاش بذارن ...
-
پاراگرافِ تنهایی
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 00:15
ناشر مجله می پرسه : پاراگراف اول داستانت در باره تجاوزه برادر به برادره ، این چه ربطی به بقیه داستان داره ؟ میگم : تا چند نفر از کسایی که خونده بودنش ، اینو نگفته بودن خودم همچین فکری نمی کردم ، من موقع نوشتنش توی یه دنیای دیگه سیر می کردم ، اصلا به این چیزها فکر نمی کردم . .. ادامه میدم : شما تو این پاراگراف تجاوز می...
-
هر جقدر
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 23:45
هر چقدر هم که دنیا کوچیک باشه ، هر چقدرم که گرد باشه ، باز از هم دوریم ، باز به هم نمی رسیم .. .
-
حرف مفت
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 22:28
حدسم درست بود متاسفانه ، آزمایش هم جواب داد متاسفانه ، تقریباً همه کسایی که دم از تنهایی میزنن ، باید با شرمندگی بگم حرف مفت میزنن ... البته اینطوری به حقیقت نزدیکتر شدیم ، اصلاً اسم اون وضعیت تنهایی ه ، و از اسمش پیداس که کسی که ادعای بودن تو این موقعیت رو داره ، واقعاً توی چه شرایطیه ... وقتی یکی میگه تنهاس ، و...
-
فریاد در سکوت
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 03:18
روی کاغذ هم میشه سکوت کرد ، و حرفی که در این سکوت گفته میشه رو ، فقط کسی میشنوه که سکوت رو ، خوب میشناسه و درک کرده ... و دلم میخواد به هر کسی که فریادِ خفه شده در این سکوت رو میشنوه بگم : تنهایی داره دیوانه ام میکنه ، دلم داره می میره به خدا ، دلم یه صمیمیتِ پاک ، یه صمیمیتِ وفادار و متعهد ، یه صمیمیتِ همیشگی و...
-
ایرانی الاصل ؟
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 02:41
طبق اولین قانونهای قانون اساسی ایران * ، رهبر ایران و مقامات گردن کلفت باید ایرانی الاصل باشند ، راستش سالهاست به این فکر می کنم که رهبر فعلیمون که سیده ، اینم یعنی اصل و نسبش می رسه به حضرت زهرا (ع) ، خوب این یعنی عربه دیگه ... * حالا شاید همون اولی نباشه ، اما همچین قانون و ماده ای داریم ، شک نکنین . امشب فکر کنم...
-
و
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 02:15
آنــروز تــــو بـــا سـیـبـی در دســت ، به رویـای شیرین بهشتی ام آمدی ، و مـــرا بـه کـابـوس زمـین آوردی . .. و امـــروز تـــنـــهـــا تـــو مـــی تـوانی ، مـــرا از ایـن کـابـوس تلخ بـرهـانـی ، بـــا انـــاری ســـــــرخ در دســـت .. .
-
گرسنه و سیر
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 01:50
از قدیم گفتن : برای حکومت به این دو جماعت ، عرب رو سیر نگه دار و عجم رو گرسنه ... برای پی بردن به ایجاز این جمله کافیه به ایرانِ سیر قبل از انقلاب و ایرانِ گرسنه امروز نگاه کنیم ، و همینطور به شیخ نشینهای سیرِ پایین خلیج فارس . . . اینم از اونها بود که نفهمیدم چی شد گفتم .
-
وقتی نیستی ...
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1387 00:22
وقتی نیستی تا بخوانی ، کلماتم در بیکرانه کاغذ ، احساس غریبی می کنند ...
-
فرار از تنهایی یا پناه به آن ؟
شنبه 26 بهمنماه سال 1387 20:43
برام جالبه که از هر ۱۰ وبلگی که میرم ، ۶-۷ تاشون از تنهایی میگن و از تنهایی گله میکنن ، توی نظرات هم همین وضع ادامه داره . .. اما عجیب اینه که ۹۹٪ همین افراد از گذاشتن ایمیلشون فرار میکنن و به شکلی از بر قراری ارتباط دوری میکنن . .. این یعنی دلخستگی یه ارتباط از دلخستگی تنهایی بیشتره ؟ ( و ترجیح میدیم توی تنهایی...