در سکوت که دستم را می گیری ،
پرم میکنی از شنیدنی ،
لبریز زیبایی ،
دریایی از شکوفه . ..
اما ،
رو که میگردانی ،
بمبی درونم فریاد میشود ،
از هیروشیما تا حلبچه ، درونم بهم می پیوندد ،
و نعره ای مرا از من می پراکند . . .
چطور میتونی هم توی روز خورشید باشی
و بتابی به تنم ،
و هم توی شب ماه باشی
و نور بباری بهم ؟
هر چی بال میزنم ، نه روز میرسم بهت ، نه شب ...
سر این پست فکر کنم برای یکی از خواننده های خوبم که دو سه روز بود اومده بود
سوتفاهم پیش اومده ، چون چند روزه بهم سر نمی زنه ،
امیدوارم این چند خطو ببینه و برگرده به جمعمون .
به نظرات خوبش مثل نظرات خوب بقیه احتیاج دارم ...
بیشتر از هر چیزی توی دنیا از این بدم میاد که :
ترس رو توی صورت کسی ببینم ،
به نظرم این بدترین ، زشت ترین ، تلخ ترین و اندوهناک ترین
حالتیه که امکان داره آدم توی صورت کسی ببینه ...
چرا کسی ترسُ توی صورتم نمیبینه ؟
تو سرم چیزی در حال متولد شدنه ،
چیزی مثل یه داستان تازه
یا شاید یه شعر تازه . ..
البته هنوز اندازه یه اسپرمه .. .
اتفاقی افتاده که وقتی بهش فکر می کنم ،
دستهام میلرزند ،
بدنم داغ میشه ،
و قلبم با سرعت و شدت شروع می کنه به تپیدن ...
- امروز سر تو با چند نفر بحثم شد .
-- آره دیدم .
- پس چرا چیزی نگفتی ؟
-- میخواستم ببینم تا کجا پای من وایمیستی .
- خوب ، چطور بودم ؟
-- حـــالـــا ...
- باشه ، اما از پا افتادم . وقتش نشده بیای ؟ دیگه بریدم . ..
-- اگه هیچوقت نیام چی ؟
- خودمم همین حدسو میزنم .
-- پس دیگه چی میگی ؟
- آخه دلم فقط همینو تو زندگی میخواد ، گاهی فکر میکنم برای همین زنده ام .
-- اما من فکر میکنم آدم برای یه ماموریت ، یه هدف تو دنیاست و زنده است .
- خوب منم هدف و ماموریتم همینه دیگه .
-- آهان ، ایرادت همینه . عشق مرکب حرکته ، نه مقصد حرکت . اما تو مقصد میبینیش .
- چه عجب بالاخره قبول کردی که عاشقم .
-- اِاِاِ باز شروع نکن .. .
- من که چیزی نگفتم ، تو دیگه باهام دعوا نکن . ..
-- باشه عزیزم ، برو استراحت کن .
- باشه چی ؟ متوجه نشدم ..
-- گفتم باشه ، برو استراحت کن .
- چشم الهی قربونت برم ، مراقب خودت باش همه کسم ...
-- تو هم همینطور ، خودتم برای چیزی ناراحت نکن ، من همیشه کنارتم .
- فدات بشم که انقدر مهربونی .
-- خدا نگهدار .
- خدا نگهـ . . .
همیشه به اینجا که میرسه ، بی اختیار چشمامو باز میکنم و بیدار میشم .
بیدار میشم و بغض توی گلوم منفجر میشه ،
منفجر میشه و من چندباره متلاشی میشم . . .
اااااه ه ه ه ه ،
امروز روز خوبی بود ،
چرا بعضی ها سعی میکنن روزهای دیگران رو خراب کنن ؟
خودشونو از چشم آدم میندازن ...