دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دنیا







دنیا پُر از زشتی است ،

و زشتی کم ندارد ،

زشتیهایِ آن خیلی بیشتر بود

اگر دیده بر آنها بسته بودیم ...


( از کلامِ آغاز فیلم خانه سیاه است )






چشمانِ کاملاً بسته






کاش میشد کاسۀ سرمُ باز کنم ،

مغزمُ دربیارم بذارم یه کنار تا خوب بخار کنه و خنک بشه ،

بعد یه چیزهایی رو ازش در بیارم و بندازم تو سطل زباله ،

اما اینکه عملی نیست . ..


اما این کاش عملیه که بگم :

کاش میشد دراز بکشم ،

چشمامُ ببندم ،

بازشون نکنم ،

باز نشن ،

بسته بمونن ،

بمونن ،

بمونن . ..


بـ ـر ا ـی هـ ـمـ ـیـ ـشـ ـه   . . .






صبور باش غریبه






قصدم این نبود ،

اشتباه شناختی منو ،

اشتباه گرفتی منظورمو ،

نمیخواستم اینطوری بشه ،

نمیخواستم ،

نمیخواستم ،

نمیخواستم . ..


جنگ اعصاب ...






کاش کمی ، فقط کمی ...







کاش قبل از ...


اول برش میداشتی ،

ببینی اصلاً چیه ،

ارزشی داره ؟

میارزه بذاریش تو جیبت ،

حتی برای یک روز . ..


کاش قبل از پریدن روش ،

قبل از له کردنش ،

کمی براش وقت میذاشتی ...




کسی میدونه من چه مرگم شده ؟!






بارون ...







بارون ول کن نیست ،

یاد روزهایی میفتم که

جلوم مینشستی ،

من غرقِ تو میشدم و

تو غرق سازت . ..


کجایی ؟

هنوز ساز میزنی ؟

برای کـــی ؟






از دلِ ما تا ولِ شما







عمرِ ما به دلِ گرفته گذشت ،

واسه گَل و گُشادیِ دلِ شما ...






باز علیزاده ، باز همایون







باز نصفه شب شد و علیزاده تارشُ برداشت ،

الانه که باز دنیا تار بشه ...


آخه  . . .






... ـگه بـ ...






هر سال همین موقع ها پیدات میشه ،

اما هر بار بهت رسیدم ،

دلت گیر یکی دیگه بود   ...






باز ...






خـــیـــلـــی پُـر تـر ، خــــــیــــــلــــــی  ...


ضیافتی بر پاست ،

ضیافتی بر پا ، بر پایِ . ..


موشها تارِ عنکبوتِ کهنه را پاره میکنند ،

خود را روی وعدۀ غذایشان می اندازتد ،

دندانهای تیزشان را در گوشتی چروکیده فرو می برند ،

دهانشان که پُر شد ،

آرواره هایشان را به هم می رسانند و سرشان را عقب میکشند ،

گوشت با بی تفاوتی کنده میشود . ..


از چیزی که زمانی همه چیز بود ، چیزی نمی ماند . ..

موشهایِ زمان از هم می درند دلم را ...




زیرسیگاری پُر شد ، باز ...






ش ...







شرمم در شکوهت غرق میشود ،

شیونم در شادیت ،

و تو ،

شـاه بـانـو وار ،

مرا به میهمانیِ شقایق ها میبری  ...