دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

این روزا ...






ایــن روزا بـــدون فــاصـلـه دارم پــشـت ســر هــم تــراژدی تـجـربـه مـیـکـنـم ،

آخرین موردش با اینکه طـرفـم زمینه اش رو چید ، اما واقعاً تقصیر خـودم بـود ،

امـا از عــکــس الــعــمــل مــن بــه بـدتــریـن شــکــل ســوءاسـتـفـاده شــد ،

خـوبـه کـه گـفـتـم کـسـایـی کـه فـکـر مـیـکـنـن تـنـهـان بـه ایـنجـا سـر نزنن ،

حمل بـر پُـر رویـیم نـکنـین ، اما خوبه که ایـنـجا درخواست و دوسـتـی نمیدم ،

خـــــلــــاصــــه خــــوب جـــــوری تــــــــو مــســـیــر لِــــــــــــــــــه شـــدنــــم ،

فـــــقــــط بـــایـــد دیـــد خـــدا تــا کــجــا مــیــخــواد بـــرونــه قـــضـــیـــه رو ...


دلم میخواد بگم ، بیاین هممون همو ببخشیم ،

اما گاهی انقدر دردِ آسیبی که رسیده زیاده

که همون درد نمیذاره یه این زودیا و راحتیا فراموشش کنی ،

اما بازم الارقم ( انشای درست : علیرغم )  میلِ دلم میگم

بیاین همو ببخشیم ...






نظرات 4 + ارسال نظر
؟ پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 03:13 ق.ظ

موضوع چیه؟
یه سر به یاهوت بزن

بینهایت از همدلیت ممنونم خانمی ، خیالت از هر نظر راحت باشه ، بهت قول میدم دیگه کاری نداشته باشم ، امیدوار هم هستم که تمام بشه ...

آرام پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 03:53 ب.ظ

با اجازه تصحیح:علیرغم
نوشته هاتون ناشی از درماندگی زاییده پارادوکسهای رفتاری دیگرانه یا خود تون و واقعیتهای بیرونی
یا ناشی از استیصال زاییده امید و یاس های متوالی ؟
درک و شناخت و یافتن راه حلی برای اینگونه موقعیتها دشواره .
بهرحال امیدوارم بتونین از پسش بر بیاین.

شما همون آرام بی معرفتین که دلم براش تنگ شده ؟
اگه خودتی ، خوبی ؟
ممنونم از تحلیل جمع و جور و تصحیحت ...

آرام پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:50 ب.ظ

آرام هستم ولی بیمعرفت نمی دونم - ولی اون آرامی نیستم که دلتون براش تنگ شده چون همدیگرو ندیدیم و نمی شناسیم
بله من آرام هستم اما اون آرام مورد نظر شما نیستم ولی خوبم .
خواهش می کنم اگه بشه اسمشو تحلیل گذاشت و تصحیحم قابل شما رو نداشت ولی انگاری تصحیح بدرد بخوری نبود چون بی تاثیر بود .
موفق باشید.

چرا این روزا همه مسئله دار با موضوعات برخورد میکنن ؟
من منظورم بحث ها و گپهایی بود که توی مسنجر داشتیم ، اما انگار ابراز دلتنگیم هم برات سنگین اومده و هم فکر میکنی آدما باید همدیگه رو ببینن تا دلشون برای هم تنگ بشه . عــــــــــجـــــــــــبــــــــــــــا . . .
اون آرامی که من دلم براش تنگ شده بود یه خانم محترم از شمال بود که بعد از ساعتها بحث و گپ زدن یه شناخت نسبی ازش داشتم . ..
اما اگه برات خیلی سخته همچنان میتونی وقتتو توی وبلاگهای دیگه صرف کنی عزیز جان ...

آرام جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:25 ق.ظ

درست حدس زدین من همون آرام هستم .واین دلتنگیتون هم برام هم غیر منتطره اس و هم قابل ارزش .ممنون .
وکامنت من به پاسخ شما هم کمی طنز و شیطنت بود . معذرت .

آخه چرا اینطوری میکنین ؟ من برای اون آدمی که شناخت نسبی ازش داشتم و گپها دلم تنگ شد بود ، غیر منتظره هم نباید باشه ، چون 10 بار تا حالا براتون آف گذاشتم و حالتون رو پرسیدم اما چون یادمه گفته بودین مسنجرتون ایراد داره خیلی منتظر جواب نمیشدم ، همونطور که برای فروردینی هم دلم تنگ شده و برای اونم چند بار آف گذاشتم .. .

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد