دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

بارون ...







بارون ول کن نیست ،

یاد روزهایی میفتم که

جلوم مینشستی ،

من غرقِ تو میشدم و

تو غرق سازت . ..


کجایی ؟

هنوز ساز میزنی ؟

برای کـــی ؟






نظرات 3 + ارسال نظر
یک موجود زنده چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 07:33 ب.ظ

در این مورد، حرفم نمیاد. چرا؟ شاید چون ساز هر کس برای دل خودش می‌زنه.

بعد ما باید به سازش برقصیم .. .

الهام چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 08:08 ب.ظ http://www.pari-daryaee.blogfa.com

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

آره ، کاش .. .

هما چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 08:12 ب.ظ http://homaysaadat.persianblog.ir


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
به من سر بزن مهربون و........یادت نره

باشه ...

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد