دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

از دلِ ما تا ولِ شما







عمرِ ما به دلِ گرفته گذشت ،

واسه گَل و گُشادیِ دلِ شما ...






نظرات 7 + ارسال نظر
دیوانه به توان بی نهایت! چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 12:35 ب.ظ

از بین این چند تا که با هم اپ کردی . این اخری رو از همه بیشتر دوس داشتم.
راستی چرا کی بورد اویزون کردی؟؟

هر کسی باید تابیر خودشو داشته باشه ...

یک عدد محسن چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 04:17 ب.ظ http://blog.karenjak.com

من که گفته بودم الان نمیتونم با کسی تماس تلفنی داشته باشم.
تا شب با هات تماس میگیرم

ببینیم و تعریف کنیم ...

رافونه چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 06:38 ب.ظ

عمر بنده هم به سختی می گذره

همیشه از این حرفهات تعجب میکنم ، آخه تو همسر داری ، به نرم کسی که همسر داره دیگه نباید خیلی از فشارهای منِ مجرد روش باشه ...

یک موجود زنده چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 07:33 ب.ظ

«عجبم بود که این سنگ‌دل، چه‌گونه در دل برای حقیری چون من جای ندارد، تا آن‌که فهمیدم من «هم» در دلش هستم، به همراه خیل عظیمی از دیگرانی چو من.»

الهی بمیرم .. .

سیمرغ چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 08:14 ب.ظ http://simorgh33.persianblog.ir


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
به من سر بزن مهربون و........یادت نره

فروردینی پنج‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 01:30 ق.ظ

تعبیر من اینه که بعضی مخاطبینت می خوان نوشته های امیدوار کننده و شاد بخونن و خوب اینجوری دلت تنگتر می شه چون پر از غم و غصه ست و بیرون نمی اد.
تعبیر دومم اینه که برای شادی و خوشبختی جنس مونث خودت رو کشتی و اخرش دلت همونجوری تنگ موند!
چه تعابیر جالبی!

اینی که میگم اصلاً به خودت نگیر ، چون اصلاً منظورم تو و دو سه تا دیگه از خواننده هایی که برام مهمن نیست :
راستش خیلی بدم میاد از کسایی که فقط دست میذارن رو عاشقانه های پُر از امیدم یا چیزهایِ دیگه ای که مینویسم و بویِ شادی میدن ، دلـــــــــــــم میخواد اینجا راحت باشم ، داد بزنم ، گریه کنم ، هق هق بزنم ، راحت باشم ، راحت ، بی غل و غش ، بشکنم و کسی پا پیچم نشه ...

فروردینی پنج‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 01:35 ق.ظ

اگه می بینی کمتر می ام به خاطر اختلاف نظرمون نیست، روزهای تعطیل معمولا کمتر می ام(شنبه و یکشنبه) و الان هم چون هوا بهاری و بهتر شده بیشتر وقتم داخل حیاط منزله برای رسیدن به گل و گیاه و...
ممنون از توجه‌ت!

خواهش میکنم ، خیالمو آروم میکنه این توضیح ها ...

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد