دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

دفـــتـــر ســیـــب و درخــت چـــهـــل بـــرگ

بــنــویــســیــن دفــتــر ســیــب و درخــت چــهــل بــرگ ، بــخــونــیــن آرامــشـــــگــاه ...

آیینه

 

 

 

 

 

آیینه در تو پیدا  

و من در آیینه گم . .. 

و پیوند ما ، 

همان تناقض همیشگیِ

سپیدی و سیاهیست ،

تکرار حادثه ایست که

در تلاقی نگاهمان به وقوع می رسد  ... 

 

 

 

 

 

نظرات 2 + ارسال نظر
رافونه چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 03:14 ب.ظ http://rafouneh.blogsky.com

خوشمان آمد

لی لی چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 05:29 ب.ظ

اصلا به شعر شما ربطی نداره ولی دلم میخاد اینو بدونید که:
روزی
خواهم آمد،وپیامی خواهم آورد.
در رگها نور خواهم ریخت.
خواهم آمد،گل یاسی به گدا خواهم داد.
کور را خواهم گفت:چه تماشا دارد باغ!
من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید،دلها را با عشق؛سایه ها را با آب،شاخه ها را باد.
خواهم آمد سر هر دیواری،میخکی خواهم کاشت.
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد.
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد