این از خط نهم به بعد یه نوشته قدیمیه ،
یهو دلم خواست بذارمش اینجا ،
خاطرات بی تو بودن
با تو بودن واسه من دورترین مقصد دنیاست
لحظه به تو رسیدن لحظه ای اسیر رویاست
گریۀ من توی سینه ام ، بغض من دلگیر از عالـم
شونه هایی که ندارم ، چک چک اشکم رو قلبم
اون قراری که نذاشتیم ، اون نگاهی که نکردیم
مــیــون تــنــهایـیـامـون پــلــی کـه بـنـا نکردیـم
یاد اون غروب هنوزم جاری تو شب و روزم
یادمه پیشم نبودی تا تو چشم تو بسوزم
قلبی سر شار از تو دارم ، تویی که هرگز ندارم
خـاطـرات بـی تــو بـودن تـنـهـا چـیـزیـه کـه دارم
تـویی که هرگز نبودی توی دنیای حقیقی
تویی که تو خلوت من با خیال من رفیقی
اگه حتی توی دنیا ، نباشی کنار من تو
توی خوابم تو خیالم یاور همیشه ای تو
ممنون از پیشنهاد خوبت همین راهنمایی ها هست که کمکم میکنه .اگه ضعف دیگه ای داره به من حتما بگو تا درستشون کنم .
سلام
چرا از خط نهم به بعد گذاشتی؟ قبلیهاش چی شدن؟
خوب بود
از لطفت هم ممنون
خوشحال میشم به منم سر بزنی و اشکالام و بگی.
سلام ، کجایی بابا ؟ دخترا وبمو دوره کردن ، تو تنها آدم حسابی بودی که سر میزدی به ما ، توهم غیب شدی ؟
نکنه قهر کردی ؟
یه سری بیا پیش ما ، دلتنگتیــــــــــــــــــــــــــــــــــم ...
این و تو وبلاگ کم آویز نوشتی.
عجب یعنی ما....
من خیلی کم قهر میکنم اما اینبار واقعا بهم برخورد.
من که دیگه میآم چون نمی تونم نیام ولی دیگه نظر نمیدم خیالت راحت یکی از اون آدم ناحسابیات کم شد.
خدافظ.
چه دشمنی با دخترهای دهه 60 داری؟ آخه چه دشمنی با نصف جمعیت ایران داری؟ پسرهای دهه 60 چی؟ ما که عوضی نیومدیم؟ اومدم؟
پسزهای این خاک مقدس ، بخصوص شصتیهاش رو چشم من جا دارن ، قدمت رو چشم ...
جالب بود
خوشمان آمد. مبسووت
موفق و سربلند باشید.